|
پشنبه
13
فوریه 2020
اطلاعات شخصی در لیست اعضاء
|
یک ملت به تاریخش زنده است. این
اصل بر فعالان اجتماعی
و نهاد ها هم صادق است. پویایی یک نهاد به اعضای جدیدیش وابسته است.
همزمان که بزرگترین خطر نیز به حساب میآیند.
با تشکر از ماندانای جوان که الهام بخش این
گزیده بود |
این روز ها گفتگو در رابطه با مضررات و خطرات،
لزوم و مزایای در اختیار قرار گرفتن لیست اعضای کنگره ایرانیان
رونق گرفته و طرفین سعی دارند که منطق خود را بر کرسی
بنشانند. آنچه مسلم است در شرایط فعلی، طبق قوانین شرکت ها در
انتاریو و نتایج شکایت حقوقی علیه هییت مدیره گذشته، اعضاء حق
دارند با ارائه شهادت نامه و مبلغ ۴۰ دلار این لیست را در
اختیار داشته باشند.
اطلاعاتی که افراد برای عضویت در کنگره در
اختیار میگذارند کدامند؟ نام، نام خانوادگی، تلفن، آدرس، ایمیل، شهر و استان محل سکونت شامل این اطلاعات
میباشند. به نظر میاید که آنچه بیشتر از همه افراد به آن
حساسیت نشان میدهند شماره تلفن و آدرس میباشد. اطلاعاتی
که به نظر میاید در زمان عضویت به آن زیاد اهمیت داده نشده چون
هستند کسانی که این اطلاعات را در اختیار نگذاشته اند. البته
باید در نظر داشت که کلیه اعضاء در زمان پیوستن به کنگره از
اینکه اطلاعاتشان میتواند در اختیار همگان قرار گیرد مطلع بوده
اند.

اما این حساسیت ها برای چیست؟ بخش بزرگی از آن
فرهنگیست که فقط در اثر فرهنگ سازی قابل درمان است. عدم
اعتماد، ترس از دیگری، چشم گشودن، پرورش و رشد در جامعه ای که
خلاف، عدم قانونمندی، دروغ و تقلب اموری عادی و روزمره بوده
اند، و ناگهان خود را در جامعه ای یافتن که خواسته و ناخواسته
کوچکترین رفتار ما ضبط و ثبت میگردند، بحران و ناهنجاری هایی
را همراه خواهد داشت. تا حدی که به فکر پیدا کردن راهی برای
دور زدن قانون از طریق روش هایی همچو تغییر استان محل ثبت
کنگره و یا دست به دامان هییت مدیره برای معجزه آفرینی باشیم.
جالب توجه اینکه یکی از مخالفین و معترضین
سرسخت به شناخت هویت واقعی اعضاء، محمد وحیدی راد از حامیان
پویش، از اینکه نام درج شده در شناسنامه اش برای همگان آشکار
شده نگران است. ناگفته نماند که این فرد صاحب مجموعه
شغلی در مونترال است که در امور بازرگانی، سرمایه گذاری،
مهاجرت، دانشجویی، کاریابی، فروش لوازم، امور ساختمانی، خرید و
فروش املاک، خرید و فروش بیزینس، وام های مسکونی و تجاری، بیمه
و خدمات، تورهای تفریحی و توریستی، کاریابی و خرید و فروش ارز
فعالیت میکند و بیشک به خصوصی ترین اطلاعات افراد دسترسی دارد.
بخصوص که ایشان صاحب رسانه
هدهد مونترال نیز میباشد و این انتظار از دست اندرکاران
رسانه ای میرود که بیشتر از حامیان شفافیت، گردش اطلاعات،
اطلاع رسانی، بوجود آوردن آگاهی و شناخت واقعیات باشند تا
سانسور و پنهان کاری. ایشان عدم استفاده از نام اصلی خود در
محافل مختلف را
برندنیگ مختصر و مفید، توصیف وتوجیه میکند. ولی این نباید
مانع آن گردد که کسانی که از خدمات چنین حساسی استفاده
میکنند به اینگونه موارد بیشتر توجه داشته باشند. جناب محمد
وحیدی راد در هیچیک از اعتراضات مفصل خود به این نکته اشاره
نمیکند که آگاهی به نام واقعی ایشان میتواند چه لطماتی
به شغل ایشان وارد کند جز اینکه به اعتماد و اطمینان مخاطبین و
استفاده کنندگان از خدمات شغلی ایشان افزوده گردد.
این سئوال پیش میاید که چه اصراری به عضویت در
کنگره ایرانیان برای آنهایی میباشد که نسبت به اطلاعات شخصی
ذکر شده اینچنین حساسیت دارند؟ مگر نه اینکه میتوان حتی با نام
جعلی در فعالیت های کنگره مشارکت داشت؟ مگر نه اینکه به عضویت
در آمدن کنگره فقط برای افزایش اهمیت این نهاد و شرکت در
انتخابات چه بصورت رای دهنده و یا کاندیدا است؟ در اینصورت آیا
الزامی نیست که بدانیم چه کسانی در انتخاب هییت مدیره ای که نه
تنها به کلیه اطلاعات ما دسترسی خواهد داشت، بلکه از طرف ما
تصمیم گیری و سخنگویی میکند دخیل میباشند؟ گذشتن از حق خود در
این زمینه به نظر منطقی تر مینماید تا اینکه منافع جمعی را به
خطر بیاندازیم. خطرات در اختیار افراد ناباب قرار گرفتن نام
واقعی ما به مراتب کم تر از اینست که این نهاد که نماینده،
سخنگو و تصویر جمعی ما در جامعه بزرگتر است در تسلط کسانی در
آید که اهداف سویی داشته باشند.
در ثانی شناخت ما از اعضای هییت مدیره چقدر است
که اشکالی در دسترس آنها قرار گرفتن اطلاعتمان نمیبینیم؟ بخصوص
در شرایط کنونی که اعضای هییت مدیره میتوانند از استان های
دیگر باشند و ما هیچگونه شناختی از آنها نداریم. تا امروز حدود
صد نفر بصورت انتخابی و انتصابی در هییت مدیره حضور داشتند که
به اینگونه اطلاعات دسترسی داشته اند. آیا تا به حال یک مورد
داشته ایم که مشکلی آفریده باشد؟ چه شد که در چهار سال گذشته
اعتماد اینچنین از میان رفته، نیاز به شناخت اعضاء و جعلی
نبودن آنها پیش آمده است؟ تا جاییکه عده ای از اعضاء مجبور به
متوسل شدن به مراجع قانونی، صرف هزاران ساعت وقت و هزاران دلار
هزینه برای دستیابی به حقوقی که قانون آنرا حق مسلم آنها
دانسته است گردند؟ چه نکات نهفته ای در لیست اعضاء وجود داشته
که هییت مدیره با تمام توان تا حد بی آبرویی و استعفاء در
پوشیده نگاه داشتن آن تلاش نمود؟ این جریان حقوقی میبایست
هشداری برای ما باشد که این نهاد آنقدر پر اهمیت میباشد که عده
ای بخواهند از هر طریقی بر آن تسلط یابند.
جالب توجه اینکه
هییت مدیره گذشته برای اثبات ادعای خود بر اینکه این اعضاء
میباشند که از آنها میخواهند اطلاعاتشان در اخیتار شاکیان
پرونده قرار نگیرند با اعضاء تماس میگیرند. از آنها میخواهند
که مخالفت خود را ابراز دارند. در این میان فقط ۲۴ نفر بودند
که با ارسال ایمیلی مخالفت خود را اعلام نمودند. فکر میکنید
چند نفر از آنها برای حفاظت از اطلاعات خود از عضویت در کنگره
صرف نظر کرده اند.
در ضمن این نکته
را به یاد داشته باشیم که سرپرستی کمیته انتخابات در سال ۲۰۱۹
را مشهود ناصری به عهده داشته و به اتفاق صدف اعتماد عضو دیگری
از کمیته انتخابات هر دو به لیست اعضاء دسترسی داشته اند ولی
از مخالفین قرار گرفتن لیست برای اعضاء بوده اند. صدف اعتماد
وکیل خانوادگی میباشد که سوده قاسمی در رابطه با قوانین حفط
اطلاعات از ایشان مشورت خواهی کرده است.

متوسل شدن به غیر ایرانی تبار ها برای پیوستن
به کنگره و تاثیر گذاری بر نتایج انتخابات، حضور افرادی همچو
ظفر بنگاش،
غیر ایرانی تبار، امام مسجدی در ریچموندهیل و از طرفداران پروپا قرص
جمهوری اسلامی، در میان اعضای کنگره ایرانیان میبایست ما را به
خود آورد و با نگاه دیگری به این موضوع بنگریم. در اختیار چنین
افرادی قرار گرفتن اطلاعات ما خطرناک تر است و یا اینکه کنگره
در تسلط افرادی قرار گیرد که چنین اعضایی در پیوستشان به هییت
مدیره دخیل بوده اند؟ جای تعجب نیست که کسانی با در اختیار
اعضاء قرار گرفتن لیست مخالفت میکنند که مشکلات کمتری با
جمهوری اسلامی داشته، موافق با بازگشایی سفارت و رفع تحریم ها
میباشند؟ مگر نه اینکه مخالفین جمهوری اسلامی میبایست بیشتر
احساس خطر کنند که اطلاعاتشان در اختیار امام مسجدی در
ریچموندهیل قرار گیرد؟
در هر دو حال در جهت منافع جمعی میباشد که خود
را با قوانین، نحوه تفکر و فرهنگ کانادا نزدیک کنیم. اگر فرهنگ
کانادایی سلامت جامعه و نهاد ها را در شفافیت، آزادی به دسترسی
اطلاعات میداند ما نباید به فرهنگی که از آن گریخته ایم اولویت
دهیم. هر تغییر، تحول و از نو زاده شدن درد و رنج هایی را به
همراه دارد که باید با آغوش باز از آن استقبال کنیم اگر
بخواهیم که مهاجرت به معنای جابه جایی واقعی در ما اثر بگذارد.
از همه دعوت میکنم که در گفتگویی سازنده
پیرامون این مورد حساس با هدف فرهنگ سازی بپیوندیم. به جای
درگیری و پرخاش به یکدیگر در نکات ارائه شده تعمق کنیم تا به
نتایجی مطلوب برای همه دست یابیم. در این مورد نیز به هییت
مدیره پیشنهاد میکنم که کمیته ای متشکل از اعضای داوطلب بوجود
آورده تا با برگزاری جلسات گفتگو، بررسی و تحلیل موضوعات مطرحه
در سوشیال مدیا به فرهنگ سازی بپردازیم.
ظفر
بنگاش کیست؟
ویکی پدیا
Support for the Iranian Government
Bangash is a staunch supporter of the 1979 Islamic
revolution in Iran[10] and
has called for Islamic revolutions in other countries,
stating that "Muslims must strive to overthrow the
oppressive systems in their societies through Islamic
revolutions, and not by participating in fraudulent
elections organized by the elites operating through various
political parties that actually divide the people."[11] Tarek
Fatah describes him as the "unofficial spokesperson for the
Iranian regime in Canada."[11] However,
Bangash has denied being an advocate of creating an Islamic theocracy telling
the Toronto Star "I am suggesting not necessarily an
Iranian-style theocracy but I am advocating that people in
the Muslim world should get rid of their corrupt regimes in
the same way as the people of Iran got rid of the corrupt
regime of the shah, of course."[6]
In December 2009 following the presidential
election protests in Iran, Bangash wrote an
article in "Crescent International" in which he denied the
alleged fraud in the Iranian elections and called the
protesters a "small and rowdy mob" who wanted to "destroy
the Islamic system of government" in Iran
Homosexuality
In a speech from 1996, Bangash called for members of the
LGBTQ community to be put to death, specifically,
Everywhere, whether you go to
America, or you go to Europe, or you go the Israel, or
you go to other parts of the world, they commit this
abomination and they feel proud of it. My brothers and
sisters, it is not time to live in coexistence with
them. It is time for us to pick up the stones to stone
these people to death for the abomination that they are
committing.
|